مرتضى راوندى
9
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
محكم شدهاند يا آزادانه در فضا حركت مىكنند ؟ چرا ماه درميان ستارگان تغيير مكان مى - دهد ؟ چرا شكل آن دگرگون مىشود ؟ گاهى به صورت قرص كامل و زمانى به شكل هلال است . . . ؟ » هر قوم و ملتى دربارهء تكيهگاهى كه زمين بر آن استوار است ، عقيدهاى داشت . به عقيدهء هنديان عهد باستان ، زمين نيمكرهء بزرگى بود كه بر دوش چهار پيل ژيان قرار داشت و پيلان روى لاكپشت عظيمى ايستاده بودند . اما اين مردم خوشباور ظاهرا رنج طرح اين سؤال را كه لاكپشت روى چهچيز ايستاده است ، به خود نمىدادند . آنچه مسلم است نطفهء اخترشناسى و علم نجوم در عهد باستان به وجود آمده بود ، زيرا وقوف نسبى بر اوضاع طبيعى زمين و آسمان براى مردمى كه از طريق زراعت و گلهدارى زيست مىكنند ، ضرورى بود . در آن دوره فقط كاهنان و روحانيان با اين دانش آشنايى داشتند . از عهد فيثاغورس يعنى از 2500 سال قبل به اين طرف اندكاندك علم نجوم از منجلاب خرافات خارج شد . براى نخستينبار فيثاغورس اعلام كرد : « زمين به شكل كره است و بالا و پايينى ندارد . » ارسطو ، يكى از فلاسفهء ديگر يونان كه دويست سال پس از فيثاغورس زندگى مىكرد ، كوشيد تا حركت ماه و زهره و مريخ و سيارات ديگر را توضيح دهد . او معتقد بود كه خورشيد و سيارات و ستارگان به گرد زمين مىچرخند ، اما در شگفتى و تحير بود كه چه نيرويى آنها را به حركت واداشته ؟ و چگونه در فضا معلق ماندهاند . . . ارسطو در عصر خود با وضع اين دستگاه كيهانى ، هدف و نيت مفيدى داشت بدين معنى كه مىخواست خدايان را از فضاى كيهان بيرون بريزد و خرافات مذهبى را از بين ببرد . كاهنان متوجه اين نكته شدند و ارسطو را آماج تير خشم و غضب خود قرار دادند و هنگام موعظه به مردم مىگفتند : « ارسطو مىگويد كه خورشيد ارابهء طلايى « هليوس » نيست و اسبهاى آتشين آن را در پهنهء آسمان نمىكشند ، بلكه جرم آسمانى نورانى است كه به نيروى خود ، گرد زمين مىچرخد . ارسطو كافر و دشمن خدايان است و بايد مجازات شود . . . » « 14 » صد سال پس از مرگ ارسطو ، بطلميوس نظريهء جديدى دربارهء كائنات عرضه داشت . بطلميوس به آسمانهاى بلورين ارسطو معتقد نبود و به شاگردانش مىآموخت كه اجسام فلكى در فضاى تهى به گرد زمين مىچرخند ، اما دستگاه فلكى بطلميوس به اندازهاى پيچيده بود كه واضع آن ناگزير اقرار كرد : « حركت دادن سيارات براى من آسانتر از توضيح چگونگى حركات آنهاست . » « 15 » طى 14 قرن ، هيأت بطلميوس مورد تأييد كليسا و صاحبنظران بود . اما اكتشافات جغرافيايى كه در قرن پانزدهم و اوايل قرن شانزدهم به همت « كريستف كلمب » و « ماژلان » و ديگران
--> ( 14 ) . همان ، ص 23 و 24 ( به اختصار ) . ( 15 ) . همان ، ص 27 .